«سیاست‌های کلی جمعیت» هنوز روی میز دولتی‌ها و مجلسی‌ها خاک می‌خورد!/ آمریکا با طرح NSSM به دنبال کاهش جمعیت کشورهای دنیا **++ پارس

گروه اجتماعی-رجانیوز: بیایید فرض کنیم روزی جمعیت ایران به 99 میلیون نفر برسد و میانگین سن جمعیتی به عدد47! به نظرشما چه اتفاقی می‌افتد؟ واضح است که کشورهای دنیا همه به دنبال جوانی‌اند. هرچه کشور جوان‌تر باشد، یعنی جامعه نشاط بیشتری خواهد داشت و نیروی جوان و فعال مولد، دست اقتصاد را هم خواهد گرفت و دولت را هم با ورشکستگی رو به رو نخواهد کرد. امروز اما با گذشت 5 سال از ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت توسط رهبری گویا هنوز این فرمان به دست مسئولان نرسیده!

 

به گزارش رجانیوز همین سال گذشته بود که مرکز چشم انداز جمعیتی جهان، وابسته به سازمان ملل، آماری را منتشر کرد که نشان می‌دهد طی 4 دهه‌ی آینده میانگین سن ایرانی‌ها به 47 سال خواهد رسید! این یعنی به زودی قرار است ایران پیرترین کشور خاورمیانه شود. 

 

اما در ایران کسی حواسش به معضل جمعیت نیست. حدود 5 سال پیش بود که سیاست های کلی «جمعیّت» از سوی رهبری به سران قوا ابلاغ شد. طرحی 14 بندی که از مسئولان می‌خواست با هماهنگی و تقسیم کار بین ارکان نظام و دستگاه‌های ذیربط در این زمینه، اقدامات لازم با دقّت، سرعت و قوّت صورت گیرد.

 

اقداماتی برای تسهیل امور ازدواج، افزایش نرخ باروری، اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران به خصوص در دوران بارداری،پوشش هزینه‌های زایمان، ارتقا امید به زندگی و …

 

در میان طرحی نیز از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان «طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» تدوین و سال 92 راهی مجلس شده بود. این طرح تا امروز در مجلس خاک می‌خورد و کسی هم جوابگوی این که چه سرنوشتی در انتظار این طرح است، نیست. 

 

افزایش جمعیت و کاهش میانگین سنی اگر چه برای مسئولان از اهمیت خاصی برخوردار نیست اما همیشه از اولویت‌های اصلی رهبری بوده است. تا جایی که ایشان در دیدار با زوج‌های جوان که فروردین ماه 98 برگزار شده دوباره به اهمیت افزایش جمعیت پرداخته‌اند. ایشان گفته‌اند:

«امروز در دنیا آن کشورهایی که جمعیّت‌های زیادی دارند، به برکت آن به خیلی امکانات دست یافته‌اند؛ چین یک نمونه‌ است، هند یک نمونه‌ است؛ با اینکه مشکلاتی هم دارند امّا در عین حال خود این جمعیّت زیاد به عنوان یک ارزش اجتماعی، ارزش سیاسی، یک ارزش بین‌المللی برای آنها توانسته موفّقیّتهایی را به وجود بیاورد. بنا براین نسل باید افزایش پیدا کند؛ اینکه من تکرار میکنم، تأکید میکنم، به خاطر این است.»

 

اما سوال اینجاست که پیری جمعیت علاوه‌بر مشکلات فرهنگی و اجتماعی مشکلات جدی اقتصادی هم به دنبال خواهد داشت. پدرام کاویان؛ مدیرگروه سیاستگذاری جمعیت شبکه کانون‌های تفکر ایران (ایتان) در مصاحبه‌ای با برنامه‌ی عصرانه گفته: 

« دولت‌ها معمولا شعار می‌دهند که می‌خواهند وابستگی کشور به نفت را کم کنند. آنچه قرار است جایگزین نفت شود، درآمدهای دولت از راه مالیات است.مالیات را نیز نیروی کار قرار است پرداخت کند. حالا که شرایط جمعیتی ما به سوی افت نیروی کار می‌رود. باید گفت در سه دهه آینده ما با مشکل نیروی کار رو به رو هستیم. و این نیروی کار در آینده نتنها نخواهد توانست مالیات بدهد بعلاوه حتی نخواهد توانست هزینه بازنشستگی سالمندان را در اختیار صندوق‌های بازنشستگی قرار دهد. و این ما را با بحران ورشکستگی صندوق‌ها رو به رو خواهد کرد.»

 

بنابراین کاهش جمعیت و افزایش سن آن برای خود دولت نیز بحران آفرین است. البته گویا دولت بیشتر از این که به فکر کشور باشد به فکر کابینه خود است و دغدغه‌ای برای آینده و مشکلاتی که گریبان دولت‌های بعدی را خواهد گرفت ندارد.

 

از طرفی کاهش و پیری جمعیت می‌تواند به مسائل امنیتی نیز کشیده شود. آذرماه 97 بود که یک نهاد امنیتی خبر از دستگیری دو جاسوس در حوزه جمعیت داد. حجت الاسلام پژمانفر نماینده مجلس در همین‌باره گفته بود: 

«این افراد کسانی بودند که آمارهای دروغی را در خصوص سیاست‌های جمعیتی مطرح می‌کردند و باعث شدند یک نوع «بی‌خیالی و بی‌تفاوتی» درباره جمعیت ایران در مقام‌های کشور و مسئولان وزارت بهداشت ایجاد شود.»

 

کاهش جمعیت بعضی مواقع به نفع ابرقدرتها هم تمام می‌شود. برای مثال آمریکا برای کاهش جمعیت کشورهای دیگر طرحی را در دستور کار خود قرار داده بود. طرحی موسوم به NSSM  یا طرح «مطالعه امنیتی شماره 200».

 

 ۲۴ آوریل سال ۱۹۷۴ یعنی حدود ۱۸ ماه پس از انتخاب مجدد «رییچارد نیکسون»، او از مشاور امنیت ملی‌اش هنری کیسینجر خواسته بود تا «رشد جمعیت جهان و تأثیر آن بر امنیت و منافع خارجی آمریکا» را مورد مطالعه قرار دهد. طرحی که تا سال ۱۹۸۹ محرمانه ماند.

 

کیسینجر در این طرح می‌نویسد: 

«اکنون جهان غرب، به واردات صادرات مواد معدنی از کشور‌های در حال توسعه وابسته است. اگر رشد جمعیت این کشور‌ها بخواهد مانع توسعه اقتصادی ما و پیشرفت‌های اجتماعی بشود، این بی‌ثباتی به این معنی است که تولیدات آتی و ذخایر معدنی این کشور‌ها نیز با رکود مواجه خواهند شد.»

 

علاوه بر اینها اهمیت جمعیت باعث شده، طرح افزایش جمعیت در کشورهای دیگر هم مورد توجه قرار بگیرد. روسیه که در سال‌های نخست دهه 1990 میلادی، پس از فروپاشی شوروی سابق همواره با معضل کاهش پرشتاب جمعیت مواجه بود، با در پیش گرفتن راهکارهای تشویقی توانست این روند منفی رشد را متوقف و حتی بهبود بخشد.

 

دولت روسیه بر اساس برنامه ملی «سرمایه مادری»، برای تولد فرزندان دوم و سوم جوایزی را برقرار کرده است. دولت روسیه برای تولد فرزند دوم 15 هزار دلار و برای تولد فرزند سوم علاوه بر پرداخت وجه نقد یک خانه به پدر و مادر نوزاد هدیه می‌کنند؛ مادری که صاحب فرزند جدید می‌شود می‌تواند 9 هزار دلار کمک‌هزینه دریافت کند.

 

البته شبه طرح‌هایی این‌چنینی در ایران نیز به تصویب رسیده‌ که متاسفانه زیر دست مجریان قانون خاک می‌خورند.

 

برای مثال «قانون تسهیل ازدواج» طرحیست که متناسب با ظرفیت‌های موجود وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌های ذی‌ربط دولت تدوین شده‌است. به عنوان مثال طبق ماده سه این قانون «دولت مکلف است علاوه بر بهره‌مندی از تسهیلات متداول انبوه سازی و اجاره (به شرط تملیک) از طریق نهادهای عمومی نظیر شهرداری و اوقاف و امور خیریه و با بهره‌گیری از همکاری و امکانات وزارت راه و شهر سازی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و استفاده از زمین‌های دولتی یا زمین‌های اهدایی خیرین، واحدهای ساختمانی به عنوان «مسکن موقت» احداث کرده و آن‌ها را در اختیار زوج‌های جوان با اجاره مناسب قرار دهد. مدت استفاده هر زوج متقاضی از این واحدها حداکثر سه سال است»

 

این طرح در کنار مسکن مهر می‌توانست بزرگترین معضل جوانان برای ازدواج، یعنی «مسکن» را حل کند. اما همانطور که مسکن مهر از نگاه دولتی‌ها «مزخرف» بود احتمالا این طرح هم «مزخرف» بوده است. 

 

به هرحال بحران جمعیت یک بحران همگانی‌ست. بحرانی که اگر به آن رسیدگی نشود تبعات زیان‌بار جبران ناپذیری را متوجه کشور و حتی دولت خواهد کرد. جای تاسف است که 5 سال پیش و با روی کار آمدن دولت یازدهم سیاست‌های کلی جمعیت ابلاغ شده و تا امروز روی میز دولتی ها خاک می‎خورد.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *